|
روز-مهسا جزيني :همايش بزرگداشت يکصدمين سالگرد مشروطه که
بزرگداشت نقش بختياريها، به ويژه سردار اسعد و صمصام
السطنيه بختياري را هم در برنامه داشت به بهانه نداشتن
مجوز محتوائي از اداره ارشاد لغو شد. کاري کم سابقه که به
نظر آگاهان به معناي آنست که وزارت ارشاد احمدي نژاد قصد
دارد از اين پس سخنان ابراز شده در همايش ها و مراسم عمومي
را هم کنترل کند.
همايش بزرگداشت صدمين سالگرد مشروطه و نقش سرداران اصفهاني
قرار بود بعد از ظهر پنج شنبه درتکيه مير فندرسکي تخت
فولاد اصفهان برپاشود.
مجموعه فرهنگي مذهبي تخت فولاد اصفهان علي رغم قولهاي
مساعد خود براي همکاري با تشکل غير دولتي کانون بارگاه
مهر[که داراي مجوز فعاليت از سازمان ملي جوانان است] در
آخرين ساعات به اين بهانه که مجوز محتوايي از اداره ارشاد
اسلامي گرفته نشده خودداري کرد. مردم با درهاي قفل شده هر
دو ورودي تکيه روبرو شدند که حتي مردمي که به عادت هر پنج
شنبه غروب براي زيارت و ديدار از مزار درگذشتگان خود به
تکيه مي آمدند، پشت درها ماندند.
به گزارش دبير خانه همايش، کانون بارگاه مهر – که نهاد
غيردولتي – از يک ماه قبل در تدارک برگزاري و دريافت
مجوزهاي لازم از ادارات مختلف براي اين برنامه بود و در
همه جا نيز توضيح داده شد که مقصود بزرگذاشت مشروطه و
يادآوري نقش سرداران بختياري است. اما ظاهرا افرادي در
آخرين ساعات ادعا کرده اند که چنين مراسمي خلاف نظر وزارت
ارشاد است که تاکيد بر نقش روحانيت را مايه اصلي موافقت
جمهوري اسلامي با برپائي مراسم مشروطه مي دانند. گفتني است
که در همايش صدمين سالگرد مشروطه که توسط جناح راست در
مجلس تهران برگزار شد، چندين جا سخنرانان که انتقاد از
روشنفکران و حمله به غرب زدگان را وجهه همت خود قرار داده
بودند از سرداران بختياري و گيلاني به عنوان عوامل مرتبط
با بيگانه نام برده بودند که همين مي تواند بزرگ ترين علت
جلوگيري از برپائي مراسم تخت فولاد اصفهان باشد.
دبيرخانه همايش در توضيح خود گفته است که مدارک و مجوزهاي
کتبي نشان مي دهد قبلا از اداره اماکن – اطلاعات- نيروي
انتظامي - فرمانداري و استانداري براي برگزاري اين همايش
کسب اجازه شده و آن ها چنين همايشي را بلا مانع اعلام کرده
بودند.
چند دقيقه اي قبل از زمان برگزاري همايش از سوي مديران تخت
فولاد به دبير همايش خبر داده شد که علي رغم ميل خود
ناچارند از برگزاري همايش جلوگيري کنند. دبير همايش اظهار
داشت که اعلام مي شود مجوز محتوايي از اداره ارشاد اسلامي
براي اين مراسم گرفته نشده اما تا کنون هيچ همايشي نيازي
به دريافت مجوز از ارشاد نداشته و چنين خواسته اي از سوي
هيچ يک از نهادهاي مسوول سابقه نداشته است. کارشناسان حاضر
در پشت در مرکز تخت فولاد اظهار داشتند اداره ارشاد طبق
شرح وظايف قانوني اش تنها متولي صدور مجوز براي برگزاري
کنسرتها و برنامه هاي موسيقي و نمايش است در حالي که اصلا
اجراي موسيقي يا نمايش جزو برنامه هاي اين همايش نبوده است
مشکل ديگر که عليرضا روحاني دبير همايش از آن سخن گفت به
سازمان ملي جوانان برمي گشت که به گفته وي در حالي که بر
اساس آيين نامه تشکل هاي غير دولتي بايستي اقدام به صدور
معرفي نامه براي تشکلهاي غيردولتي زير مجموعه خود کند تا
هنگام برپايي همايش ها و برنامه ها با معضلي روبرو نشوند
اما اين بار مديريت سازمان ملي جوانان از صدور معرفي نامه
خودداري کرده بود و گفته است سازمان ملي جوانان معرفي نامه
براي کانونها صادر نمي کند.
به اين ترتيب بايد منتظر بود دولتي که از ابتدا توسعه
نهادهاي غيردولتي را در برنامه هاي خود نداشت و هوادارانش
بار ها از اين نهادهاي مردمي به عنوان تشکل هاي منفي ياد
کرده و آن را توطئه هاي بيگانه خوانده اند، گامي ديگر در
جهت معطل بودن قانون و محو يکي از دستاورهاي جنبش اصلاحات
برداشته است.
ساعتي که از زمان برگزاري همايش گذشت، عده زيادي از مردم و
از جمله گروهي از بختياري هاي مقيم اصفهان و شهرکرد پشت در
مانده بود. در اين زمان دبير همايش شروع به سخنراني کرد و
همين ديگران را به شوق آورد و شعرخواني کردند و به اين
ترتيب بخشي از همايش در پشت درهاي تخت فولاد برگزار شد.
عليرضا روحاني دبير کانون بارگاه مهر ضمن ابراز گلايه از
لغو برنامه اظهار اميداوري کرد که ايران بتواند به اهداف
صد ساله مشروطه خود برسد وي با اشاره قانون که خواسته
اوليه مشروطه بوده گفت اين درحالي است که ما بعد از صد سال
هنوز به اين خواسته خود نرسيده ايم علي رغم اينکه ظواهر آن
را داشته باشيم وي براي نمونه به مجوز هاي لازم که براي
اين برنامه گرفته شده بوده اشاره کرد و گفت متاسفانه برخي
فقط خود و علايق شخصي خودر ا قبول دارند و براساس آن عمل
مي کنند بدون اينکه ارزشي براي قانون قائل باشند و مي
خواهند همه چيز بر اساس سليقه آنان باشد.
روحاني در نهايت به شعري از دهخدا اشاره کرد و گفت:
لال شوم کور شون کر شوم
ليک محال است که من خر شوم
طاهر فتاحي کارشناس ارشد تاريخ دومين نفر بود که به خواست
حاضر به سخنراني پرداخت و از نقش سردار اسعد و صمصام
السلطنه دو خان بختياري ها در کنار نيروهاي شمال و جنوب در
پيروزي مشروطه سخن گفت .وي به استناد مدارک تاريخي به رد
نظريه افرادي که پرداخت که معتقد اند نيروهاي بختياري و
گيلاني در جريان مبارزه با استبداد محمد علي شاهي در
راستاي سياست هاي بريتانيا و روسيه حرکت مي کردند. وي با
استناد اسناد وزارت خارجه روس و روزنامه هاي آن زمان مثال
ها آورد و از روايت هائي که در ميان بختياري ها رايج است
چند تائي را برکشيد و خواند. يکي ازاين حکايتها مربوط به
فتح تهران توسط نيروهاي بختياري است، آن جا که گفته مي شود
وقتي نيروي سردار اسعد در راه فتح تهران بوده رومانسکي و
جرج چرچيل نماينده هاي روس و انگليس به حضور سردار اسعد مي
رسند و از او مي خواهند به اصفهان برگردد و مي گويند شاه
قول داده مشروطه را برگزار کند اما سردار اسعد شروطي مي
گذارد که سفير انگليس مي گويد من بايد برگردم و اجازه
بگيرم. در قوم بختياري بر اساس روايت دهان به دهان از
حاضران در آن ميدان که سردار اسعد براي نماينده سفارت
بريتانيا که فارسي مي دانست اين بيت فردوسي را خواند:
که اگر تا سحرگه نيايد جواب/ من و گرز و ميدان، و افراسياب.
به گفته آقاي فتاحي در اسناد مشروطه ثبت است که سر
ادواردگري گزارش داده است که کسي نتوانسته مانع حرکت
سرداران بختياري و سپهدار تنکابني به تهران شود، اما اينکه
چرا بختياري ها بعد از مشروطه خود حاضر به قبول حکومت
نشدند. جواب داده است سردار اسعد به خبرنگار روزنامه تايم.
آن جا که مي گويد چون ايل بختياري از قبايل متعدد تشکيل شد
و ما براداران هم زياديم در صورت قبول حکومت اختلاف ميان
ما مي افتد و مملکت دچار مشکل مي شود .
فتاحي در اين جا افزود که اگر حکومت ايران به دست سردار
اسعد مي افتد که فردي تخصيلکرده و جهان آشنا و فرهنگ دوست
و مردمدار بود حتما وضعيت کشور متفاوت مي ماند و امکان
زمامداري به رضا خان داده نمي شد. فتاحي به خصلت ايرانشهري
بودن بختياري ها اشاره کرد واينکه بر خلاف بسياري از اقوام
هيچ گاه به سمت خودمختاري و تجريه طلبي حرکت نکردند و خود
را از ايران مي دانستند و ايران را از خود.
در اين مراسم همچنين بابک زماني پور از فرهنگيان بختياري
سخناني با محوريت ديدگاههاي ديني و اعتقادي فرماندهان
بختياري و نيروهاي مجاهد مشروطه چهار محال بختياري عنوان
کرد. از رفتار و اعتقادات مذهبي آنان گفت از اقدامات
ايلخانان بختياري در مرمت آرامگاههاي بزرگان مذهب در نجف،
يا از سفر هاي زيارتي خوانين کوروش کياني از شعراي بختياري
نيز در ادامه شعري به همين مناسبت خواند و جواد خسروي نيا
قطعاتي از شاهنامه را با گويش بختياري براي حاضران اجرا
کرد.
شب شده بود که مردم آرام آرام از تکيه تخت فولاد جدا شدند،
سخن هاي اصلي را شنيده بودند. از جمله دريافت بودند که تنگ
نظري ها و خودمحوري ها تا چه اندازه فضا را بر فعاليت هاي
فرهنگي و جمعي و از جمله حرکت نهادهاي مردمي تنگ کرده است.
تا جائي که مردم مناطق ايران، به جز شخصيت هاي روحاني حق
تجليل از ديگري را ندارند.
|